غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
15
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
تكن تعلم ) صلى اللّه عليه و سلم امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه را بيمن ميفرستاد گفت يا رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم تو مرا بميان اهل كتاب ميفرستى و من جوانم و علم قضا را نمىدانم رسول صلى اللّه عليه و سلم دست مبارك بر سينهء بىكينهء آنحضرت زده فرمود كه ( اللهم اهد قلبه و ثبت لسانه ) از امير المؤمنين على رضى اللّه عنه منقولست كه فرمود ( فو الذى فلق الحبة ما شككت بعد فى قضاء بين الاثنين ) و در صحاح اخبار وارد است كه سيد ابرار صلى اللّه عليه و سلم و آله الاخيار نوبتى در مخاطبهء صحابه كبار فرمود كه ( اقضا كم على ) يعنى اعلم شما بعلم قضا على مرتضى است و در شواهد النبوه از شرح تعرف منقولستكه جناب مرتضوى مآب را سخنانست كه پيش از وى كسى بدان متكلم نگشته و بعد از وى نيز احدى مثل آن بر زبان نياورده تا آنكه روزى بر زبر منبر فرمود كه ( سلونى عمادون العرش ) بپرسيد از من از ماوراء عرش هرچه مىپرسيد بدرستيكه در ميان دو پهلوى من علوم بسيار است اين لعاب حضرت رسالتمآب است در دهان من و اين آن چيزيستكه چشانيده است مرا رسول صلى اللّه عليه و سلم بخدائى كه جان من در قبضهء قدرت اوست كه اگر فرمان رسد اهل تورات و انجيل را كه سخن گويند هرآينه من وسادهء وضع كنم و بر آن نشسته خبر دهم بدانچه در آن هردو كتاب است و آن دو كتاب مرا در آن باب تصديق نمايند و بروايتى كه در كشف الغمه مسطور است فرمود كه هرآينه حكم كنم در ميان اهل تورية بتورية ايشان و در ميان اهل انجيل بانجيل ايشان و در ميان اهل زبور بزبور ايشان و در ميان اهل فرقان بفرقان ايشان نيست آيتى كه نازل شده باشد در بر و بحر و سهل و جبل و ليل و نهار مگر آنكه من داناام كه در شان كه نازل گشته است و بر هرتقدير درين سخن اشارتست با آنكه آنحضرت را بروجه كمال علم بوده است بمعانى و احكام كتب ملك متعال قطعه دلش بحريست پر از گوهر علم كلامش غيرت عقد لآل است زبانش مظهر اسرار دينست بيانش مظهر سحر حلالست چنان بر وى حقايق منكشف شد كه دانا بر جواب هرسؤال است و در فصل الخطاب در اثناء ذكر فضايل حضرت ولايتمآب مسطور استكه قال ابن عباس رضى اللّه عنه اعطى على رضى اللّه عنه تسعة اعشار العلم و و اللّه لقد شاركهم فى العشر الباقى ) و چنان كه در كشف الغمه مذكور است سند جميع سالكان مسالك علوم از كلام و تفسير و فقه و معانى بيان و نحو و صرف و غير آنهمه بشاه مردان درست مىشود و در شواهد النبوة از جنيد بغدادى رحمة اللّه عليه مرويست كه گفت اگر جناب مرتضوى از محاربات مخالفان بازپرداختى هرآينه از وى بما نقل كردندى از اين علم يعنى علم حقايق و تصوف آنچه دلها طاقت آن نياوردى و در روضة الشهداء از حضرت ولايت انتما منقولست كه فرمود كه خاتم الانبياء هزار باب از علم به من آموخت كه از هربابى هزار باب ديگر بر من منكشف شد نظم نبى در گوش او يك علم درداد * وزان اندر دلش صد علم بگشاد چو شهر علم دين پيغمبر آمد * در آن شهر بيشك حيدرآمد اما كمال شجاعت شاه ولايتپناه بغايت مشهور است و در ضمن غزوات و محارباتى كه در اجزاء سابقه مسطور گشته در نهايت ظهور قطعه ز ضرب